محمد الريشهري

33

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

خداوند و جايگاه والاى " معرفة اللّه " است و آن گاه ، تحليلى از احاديث " معرفة اللّه باللّه ؛ شناخت خداوند به خداوند " آمده است . با اين درآمد ، سخن از توحيد و " فطرت توحيدى " به ميان مىآيد و بدين سان ، گزارش آيات و روايات درباره " فطرت " و " فطرت توحيد " آمده و آن گاه ، تحليلى از اين احاديث و گزارش دقيق اين كه " توحيد ، فطرى است " ، يعنى چه . آن گاه ، بحث " رؤيت خداوند " مطرح مىشود و اين آيه الهى كه " ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى ؛ « 1 » آنچه راى دل ديد ، انكار [ ش ] نكرد " و روايات مرتبط با " رؤيت خداوند " كه به لحاظ آيات قرآن و روايات ، از جمله بحث‌انگيزترين و پُرجنجال‌ترين مباحث توحيدى بين مسلمانان است . در اين فصل ، روايات درباره رؤيت ، گزارش شده است و آن گاه ، ضمن تحليلى در پرتو آيات و روايات و دلايل عقلى ، بر " اعتقاد رؤيت خداوند با چشم سر " ، خطّ بطلان كشيده شده است . سخن بلندآوازه و بسيار مشهور پيامبر خدا كه " من عرف نَفسه فقد عرف ربّه ؛ « 2 » هر كه خود را شناخت ، پروردگارش را شناخته است " ، در اين فصل آمده است ؛ روايات همگون آن و آن گاه ، تحليلى از سند ، مفهوم و معناى حديث ، و گزارشى از كوشش عالمان در شرح و تفسير اين حديث و در ادامه آن ، پژوهشى درباره آيات مرتبط با خلقت انسان . پيش‌تر سخن از " درجات شناخت " و " مراحل شناخت خداوند " بود و اكنون ، پژوهشى مىآيد درباره چگونگى دست يافتن به برترين مرحله شناخت و اوج " معرفة اللّه " در پرتو آيات و روايات نبوى . آثار معرفت الهى و نقش آن در حيات فردى و اجتماعى انسان ، در اين قسمت

--> ( 1 ) نجم : آيه 11 . ( 2 ) بحار الأنوار : ج 2 ص 32 ح 22 .